السيد علي الحسيني الميلاني
348
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
نحن وجه اللَّه لا يهلك . « 1 » از نظر ادبى « ذوالجلال والإكرام » وصف كلمه « وجه » است و مرفوع ، به راستى اين وجه كيست كه ذوالجلال والإكرام مىشود ؟ در تاريخ آمده است : در زمان حكومت عمر ، امير مؤمنان على عليه السلام در حال طواف به كسى سيلى زدند . او نزد عمر رفت و اظهار شكايت كرد كه على مرا زد . عمر در اين باره از آن حضرت پرسيد . حضرت فرمودند : او در اثناى طواف به زنان نامحرم نگاه مىكرد . عمر گفت : رأتك عين اللَّه وضربتك يد اللَّه ؛ « 2 » چشم خدا تو را ديده و دست خدا به تو زده است . آيا بعد از رسيدگى به اين مطالب روايى و قرآنى جايى براى شبهه ياد شده وجود دارد ؟ اين شبههاى كه در مقابل يك امر بديهى است ، كسى كه - خداى ناخواسته - با ائمّه عليهم السلام خصومتى داشته و يا اين اعتقادات را قبول نداشته و يا به زيارت جامعه معتقد نباشد ، اين گونه بهانهگيرى و اشكال مىكند . بنابراين ، انسان به بركت عبوديت به اين جايى مىرسد كه وجه اللَّه و يداللَّه مىشود . بالاتر اين كه خودش مىشود . در حديث قدسى مىفرمايد : ما زال العبد يتقربّ إليّ بالنوافل حتى أكون بصره الّذي يُبصر به وسمعه الّذي يسمع به . . . ؛ « 3 » همواره بنده به واسطه خواندن نافلهها به من نزديك مىشود تا اين كه گوش او
--> ( 1 ) . بحار الأنوار : 4 / 6 ، حديث 12 ( 2 ) . ر . ك : المناقب ، ابن شهرآشوب : 3 / 64 ، بحار الأنوار : 39 / 88 و 340 ، ذخائر العقبى : 82 ، فيض القدير : 4 / 470 ، الرياض النضره : 3 / 165 ، النهاية في غريب الحديث : 3 / 332 ، لسان العرب : 13 / 309 ( 3 ) . ر . ك : صفحهء 68 از همين كتاب